ایران و معماری جدید کریدورها
معماری جدید کریدورهای اوراسیا در حال شکل گیری است و ایران در نقطه اتصال این شبکه پیچیده قرار دارد.
معماری جدید کریدورهای اوراسیا در حال شکل گیری است و ایران در نقطه اتصال این شبکه پیچیده قرار دارد.
به گزارش تین نیوز به نقل از خبرآنلاین، در تحولات تازه ژئوپولیتیکی اوراسیا ترانزیت دیگر یک موضوع صرفا فنی یا زیرساختی نیست. آنچه امروز در حال شکل گیری است یک بازآرایی جدی در منطق تجارت منطقه ای است؛ جایی که مسیرهای حمل ونقل به ابزارهای نفوذ اقتصادی و حتی اهرم های ژئوپولیتیکی تبدیل شده اند.
از کریدور شمال–جنوب گرفته تا مسیر ترانس خزر و پروژه های اتصال آسیای مرکزی به جنوب آسیا یک واقعیت بیش از هر زمان دیگری خودنمایی می کند: جهان در حال حرکت از «مسیرهای ثابت» به سمت «شبکه های کریدوری» است.
در این فضا دیگر رقابت تنها بین کشورها نیست؛ بلکه میان مسیرها و زنجیره های اتصال است. هر کریدور تلاش می کند سهم بیشتری از جریان کالا، انرژی و ترانزیت منطقه ای را به خود اختصاص دهد. همین موضوع باعث شده نقشه ترانزیتی اوراسیا به جای یک خط مشخص به مجموعه ای از مسیرهای موازی، مکمل و در برخی موارد رقیب تبدیل شود؛ مسیری که در آن امنیت، هزینه حمل ونقل، ثبات سیاسی و کیفیت زیرساخت ها تعیین کننده تر از جغرافیای صرف هستند.
در چنین فضایی ایران در یکی از حساس ترین موقعیت های ژئوپولیتیکی منطقه قرار گرفته است. موقعیتی که از یک سو امکان اتصال به آبهای آزاد در جنوب، دریای خزر در شمال، آسیای مرکزی در شمال شرق و شبه قاره هند در شرق را فراهم می کند و از دیگر شو، کشور را در معرض رقابت شدید کریدورهای پیرامونی قرار داده است.
این جایگاه اگرچه در تئوری ایران را به یک نقطه اتصال مهم ترانزیتی تبدیل می کند، اما در عمل نیازمند تکمیل زیرساخت ها و هماهنگی گسترده تر در سطح منطقه ای است.
دالان ایران–پاکستان؛ یک مسیر در حال جدی شدن
در این چارچوب فعال سازی دالان ترانزیتی ایران و پاکستان یکی از تحولات مهم ماه های اخیر محسوب می شود. این مسیر که از مرزهای شرقی کشور در میرجاوه و ریمدان آغاز و به بنادر مهم پاکستان مانند کراچی و گوادر متصل می شود، می تواند به یکی از شریان های مکمل تجارت منطقه ای تبدیل شود.
پاکستان با جمعیتی بیش از 250 میلیون نفر و دسترسی به آبهای آزاد اقیانوسی به ویژه از طریق بنادر راهبردی خود، ظرفیت قابل توجهی در زنجیره تأمین منطقه ای دارد. در مقابل کشورمان از این مسیر می تواند نقش حلقه واسط میان بنادر جنوبی و بازارهای آسیای مرکزی را تقویت کند؛ نقشی که در سال های گذشته کمتر به صورت کامل بالفعل شده است.
مرزهای شرقی؛ از گذرگاه سنتی تا نقطه اتصال لجستیکی
مرزهای میرجاوه و ریمدان نیز در حال تغییر نقش هستند. این مرزها که پیش تر بیشتر به عنوان گذرگاه های سنتی شناخته می شدند، اکنون در حال تبدیل شدن به نقاط اتصال لجستیکی در شبکه ترانزیتی منطقه اند. توسعه زیرساخت های ریلی، ارتقای ظرفیت های گمرکی و بهبود مسیرهای دسترسی، می تواند این نقاط را به مراکز مهم تبادل کالا تبدیل کند.
نکته مهم این است که این مسیرها فقط برای واردات یا صادرات مستقیم تعریف نمی شوند، بلکه ظرفیت بالایی برای ترانزیت مجدد و اتصال زنجیره های تأمین چندلایه دارند؛ موضوعی که در اقتصاد امروز منطقه اهمیت فزاینده ای پیدا کرده است.
کریدورها به جای کشورها
در سطح کلان تر آنچه در نشست ها یا طرح های اتصال منطقه ای دیده می شود، نشان می دهد رقابت اصلی از سطح کشورها به سطح کریدورها منتقل شده است. افغانستان، آسیای مرکزی، قفقاز، ایران و پاکستان هرکدام بخشی از این شبکه در حال تغییر هستند؛ شبکه ای که در آن هیچ مسیر واحدی دیگر انحصار جریان ترانزیت را در اختیار ندارد.
در واقع به جای یک شاهراه غالب با مجموعه ای از مسیرهای موازی روبرو هستیم که بسته به شرایط سیاسی، امنیتی و اقتصادی، سهم خود را از جریان کالا جابه جا می کنند. همین موضوع باعث شده انعطاف پذیری و تنوع مسیرها به یک اصل اساسی در سیاست های ترانزیتی کشورها تبدیل شود.
ایران در نقطه ای قرار دارد که می تواند از یک کشور صرفاً عبوری به یک بازیگر تنظیم کننده در شبکه ترانزیتی اوراسیا تبدیل شود. اما تحقق این نقش، تنها با اتکا به موقعیت جغرافیایی ممکن نیست. آنچه تعیین کننده خواهد بود سرعت توسعه زیرساخت ها، هماهنگی نهادی و توان کشور در فعال سازی هم زمان مسیرهای شرقی، جنوبی و شمالی است؛ مسیری که اگر به درستی پیش برود می تواند جایگاه ایران را در معماری جدید کریدورهای منطقه ای تثبیت کند.